<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات مدیریت راهبردی</title>
    <link>https://www.smsjournal.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات مدیریت راهبردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>چارچوب پایداری مدل کسب‌وکار اقتصاد چرخشی در صنعت بسته‌بندی ایران با استفاده از روش فراترکیب</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236420.html</link>
      <description>موضوع اقتصاد چرخشی و پایداری کسب‌وکار دو موضوع حوزه مطالعات مدیریت است و از آنجا که پژوهشگران اندکی به موضوع پایداری از منظر نقش آن در مدل کسب‌وکارهای مبتنی بر اقتصاد چرخشی پرداخته‌اند، هدف این پژوهش، ارایه یک چارچوب اولیه جهت تبیین پایداری مدل کسب‌وکار اقتصاد چرخشی قرار داده شده‌است. از این رو، پژوهش حاضر از نوع کیفی با ماهیت اکتشافی است که در آن از روش‌های فراترکیب و تحلیل مضمون استفاده شده‌است. برای انجام فراترکیب، پارامترهای مختلفی نظیر عنوان، چکیده، محتوا و روش پژوهش درنظر گرفته‌شد و در هر مرحله، مقالات و پایان‌نامه‌هایی که برای هدف پژوهش مفید نبودند از فرایند فراترکیب حذف شدند. در نهایت از مجموع 760 مقاله و پایان‌نامه اولیه، تعداد 71 مقاله و پایان نامه انتخاب شدند. بعلاوه از طریق استراتژی جستجوی گلوله‌برفی 14 مقاله جدید انتخاب شدند. سپس کدهای مفهومی اولیه برای دو مدل کسب‌وکار اقتصاد چرخشی (ورودی چرخشی و بازیابی منابع) درصنعت بسته‌بندی ایران استخراج و پس از کنترل کیفیت کدگذاری، چارچوب دو مدل براساس نتایج فراترکیب ترسیم شد. در ادامه مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با خبرگان صنعت بسته‌بندی ایران انجام شد که این اقدامات منجر به شناسایی عناصر تشکیل‌دهنده چارچوب پایداری مدل کسب‌وکار اقتصاد چرخشی و عوامل مؤثر بر پایداری مدل کسب‌وکار اقتصاد چرخشی گردید. در نهایت، با ادغام و دسته‌بندی این عوامل، چارچوب پایداری مدل کسب‌وکار مبتنی بر بازیابی منابع و چارچوب پایداری مدل کسب‌وکار مبتنی بر ورودی‌های چرخشی با 5 جز کلیدی پایداری مدل کسب‌وکار، نهادی، فناوری، بازار و محیط‌زیستی ارایه گردیده ‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی توسعه پایدار گردشگری سلامت در ایران با رویکرد پویایی‌شناسی سیستم‌ها</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236414.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه پایدار گردشگری سلامت در ایران و ارائه الگویی جامع با بهره‌گیری از رویکرد پویایی سیستم انجام‌شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی _ تحلیلی است که با شناسایی متغیرهای کلیدی شناسایی‌شده و روابط آن‌ها در قالب نمودارهای علت-معلولی و الگوهای حالت-جریان مورد بررسی قرار گرفته‌اند. الگو طراحی‌شده شامل شش حلقه بازخورد مثبت و یک حلقه بازخورد منفی است که به‌صورت جامع پیچیدگی روابط میان عواملی نظیر سرمایه‌گذاری، کیفیت خدمات درمانی و تبلیغات بین‌المللی را تبیین می‌کند. به‌منظور ارزیابی صحت و کارآمدی الگو، فرآیند اعتبارسنجی با استفاده از تحلیل حساسیت، آزمون شرایط حدی و مقایسه آن با داده‌های واقعی صورت پذیرفت. یافته‌ها حاکی از آن بود که الگوی ارائه‌شده قادر به شبیه‌سازی رفتار سیستم و پیش‌بینی تأثیر سیاست‌های مختلف است. همچنین برای سنجش کارایی الگو، سه سناریوی کلیدی شامل افزایش تبلیغات بین‌المللی، ارتقاء تسهیلات پزشکی و بهبود امنیت و رفاه عمومی تحلیل شدند. نتایج نشان داد ارتقای تسهیلات پزشکی بیشترین تأثیر را در جذب گردشگران سلامت و افزایش رضایت آن‌ها داشته است. این موضوع بیانگر اهمیت سرمایه‌گذاری هدف‌مند در زیرساخت‌های درمانی و به‌کارگیری تبلیغات مؤثر است که ابزاری برای تقویت حلقه‌های بازخورد مثبت در سیستم گردشگری سلامت تلقی می‌شود. الگوی طراحی‌شده پژوهش می‌تواند ابزار کاربردی برای سیاست‌گذاران در راستای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری سلامت در ایران مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش و تاثیر عوامل مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی در مراکز دانشی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236410.html</link>
      <description>هدف این پژوهش مطالعه بررسی نقش و تاثیر عوامل مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها در زمره پژوهش‌های توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، کارکنان دانشگاه فرهنگیان مشتمل بر 866 نفر بوده و میزان نمونه آماری 264 نفر به&amp;amp;shy;روش تصادفی ساده برآورد گردیده است. ابزار تحقیق، پرسش‌نامه‌ استاندارد بوده که به روش خبرگی بومی‌سازی و مورد تأیید قرار گرفته است. میزان پایایی ابزار پژوهش ۸۰ درصد برآورد شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در تبیین تاثیر مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌توان بیان نمود که کارکنان تمایل به مسئولیت‌پذیری اجتماعی و بر این باور هستند که با استفاده از مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌توانند تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی را افزایش دهند. در ادامه بر نقش مسئولیت‌پذیری اقتصادی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌توان بیان نمود کاهش هزینه‌های استخدام و آموزش و ترک کار کارکنان دانشگاه که ارزشمندترین منابع سازمانی هستند را در پی خواهد داشت و همچنین تاثیر مسئولیت‌پذیری قانونی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌توان بیان نمود از طرفی مدیران بهتر است تدابیری را برای آموزش اصول و قواعد به کارکنان بیندیشند. به همین منوال در تاثیر مسئولیت‌پذیری اخلاقی بر تدوین خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌توان بیان نمود یکی از راه های افزایش حس مسئولیت‌پذیری در افراد دانشگاه این است که افراد بالا سری به مسئولیت خود در قبال افراد زیر مجموعه به خوبی عمل کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ادراک سیاست‌های سازمانی کارکنان در بروز رفتارهای ضد تولید فردی و سازمانی با نقش واسطه‌ای خصومت</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236418.html</link>
      <description>هدف این پژوهش تعیین تأثیر ادراک سیاست‌های سازمانی کارکنان در بروز رفتارهای ضد تولید فردی و سازمانی با نقش واسطه‌ای خصومت بود. بر این اساس فرضیه‌هایی مطرح و مدل مفهومی برای تحقیق در نظر گرفته شد که طی آن ادراک سیاست‌های سازمانی به عنوان متغیر مستقل، رفتارهای ضدتولیدفردی و سازمانی کارکنان به عنوان متغیرهای وابسته و خصومت کارکنان نیز به عنوان متغیر میانجی درنظر گرفته شدند. بدین منظور جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان سازمان نظام مهندسی ساختمان آذربایجان شرقی درنظرگرفته شد. 134 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه میسلر و همکاران (2019) استفاده شد. تحلیل آزمون فرضیه‌های پژوهش که به روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با نرم افزار اسمارت پی ال اس و اس پی اس اس انجام گرفت؛ نشان دادند که ادراک سیاست‌های سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر خصومت و رفتارهای ضدتولید فردی و سازمانی کارکنان دارد. خصومت نیز تأثیر مثبت و معناداری بر رفتارهای ضد تولید فردی و سازمانی کارکنان داشته است. همچنین نقش میانجی خصومت کارکنان نیز در رابطه بین ادراک سیاست‌های سازمانی با رفتارهای ضدتولیدفردی و سازمانی تأیید شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی ساختاری تفسیری عوامل مؤثر بر موفقیت اتحاد راهبردی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236419.html</link>
      <description>این پژوهش به شناسایی و مدل‌سازی عوامل مؤثر بر موفقیت اتحادهای استراتژیک در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی می‌پردازد و به اهمیت روزافزون و نرخ بالای شکست این اتحادها توجه دارد. این مطالعه که از نوع کاربردی و توصیفی - پیمایشی است، با مشارکت ۱۶ نفر از خبرگان صنعت انجام شده و برای شناسایی عوامل کلیدی، ابتدا مرور ادبیات انجام گرفته و سپس پرسش‌نامه‌ای محقق ساخته، مدل‌سازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک‌مک به‌کاررفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ۹ عامل کلیدی شامل اشتراک‌گذاری منابع، هماهنگی بین شرکا، ارتباطات مؤثر، اعتمادسازی، سازگاری فرهنگی، همکاری، مکانیسم‌های حل تعارض، تعهد متقابل و انتخاب شریک مناسب، نقش اساسی در موفقیت اتحادهای استراتژیک دارند. این پژوهش با افزایش درک نسبت به عوامل موفقیت اتحاد در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی ایران، راهکارهای عملی برای مدیران ارائه می‌دهد و بر اهمیت انتخاب شریک مناسب، سازگاری فرهنگی و مدیریت تعارض برای بهبود عملکرد و پایداری اتحادها تأکید دارد. یافته‌ها نشان داد که موفقیت اتحادهای استراتژیک در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی ایران، تابعی از روابط سلسله‌مراتبی میان عوامل رفتاری، ساختاری و محیطی است. در مدل مدل‌سازی ساختاری تفسیری، انتخاب شریک مناسب و سازگاری فرهنگی به‌عنوان عوامل پیشران؛ و همچنین، اشتراک منابع و حل تعارض به‌عنوان پیامدهای سیستم شناسایی شدند. این نتایج بر اهمیت زیرساخت‌های رفتاری در موفقیت اتحادها در بافت پیچیده صنعت نفت ایران تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهبردهای حمایتی کلان در توسعه رقابت‌پذیری بین‌المللی شرکت‌های دانش‌بنیان</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236421.html</link>
      <description>شرکت‌های دانش‌بنیان، به‌عنوان پیشران‌های اقتصاد دانش‌بنیان، نقش حیاتی در تقویت رقابت‌پذیری جهانی کشورها دارند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل سیاست‌های کلان حمایتی در کشورهای آلمان، کانادا، ترکیه، روسیه، ایتالیا و کره جنوبی، به‌منظور ارائه الگویی بومی برای ایران انجام شد. مطالعه از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) بهره برد؛ در بخش کیفی، اسناد و سیاست‌های حمایتی با تحلیل محتوا بررسی شدند و در بخش کمی، با استفاده از روش AHP و نظرات خبرگان، عوامل کلیدی اولویت‌بندی گردیدند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های صادراتی و حمایت‌های مالی، به‌ترتیب، مهم‌ترین راهبردها برای موفقیت شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی در بازارهای بین‌المللی هستند. براساس نتایج پژوهش سیاست‌های حمایتی باید فراتر از کمک‌های مالی، شامل توسعه زیرساخت‌های فناورانه، تقویت شبکه‌سازی بین‌المللی و برندسازی جهانی باشند. این یافته‌ها تأکید دارند که برای ارتقای جایگاه جهانی شرکت‌های دانش‌بنیان ایران، طراحی سیاست‌های منسجم، متناسب با شرایط بومی و بهره‌مندی از تجارب موفق جهانی ضروری است. چنین سیاست‌هایی می‌توانند با تمرکز بر آموزش، زیرساخت و ارتباطات بین‌المللی، توان رقابتی این شرکت‌ها را در عرصه جهانی تقویت کنند. از این رو، موفقیت این شرکت‌ها مستلزم هماهنگی سیاست‌ها و تطبیق آن‌ها با نیازهای داخلی و استانداردهای جهانی است تا جایگاه ایران در اقتصاد دانش‌بنیان جهانی بهبود یابد</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوب مفهومی هم‌آفرینی شهری در حکمرانی مشارکتی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236415.html</link>
      <description>فرایندهای مشارکتی کلاسیک ایجادشده توسط شهرداری‌ها و دولت‌ها برای حکمرانی مشارکتی شهری، امروزه کارایی کمی دارد. بنابراین، تنوع تجربیات ممکن است برای بیان برخی از راه‌های ترکیبی برای درک فعالیت‌ها و موضوعات مشارکت کافی نباشد و نیاز به روش‌های جدید و نوآورانه در حکمرانی شهری بیش از پیش نمایان است این پژوهش با هدف طراحی چارچوب مفهومی برای هم‌آفرینی در حکمرانی مشارکتی شهری، به تبیین نقش و تعامل بازیگران مختلف در فرآیندهای شهری، راهکاری عملی برای تقویت مشارکت مؤثر و معنادار شهروندان در مدیریت شهری در قالب هم‌آفرینی ارائه دهد. پژوهش حاضر کاربردی- توسعه‌ای و با رویکرد آمیخته انجام گرفت. ابتدا، با مطالعه چارچوب‌ها و مدل‌های موجود هم‌آفرینی و هم‌آفرینی شهری، چارچوب مفهومی اولیه طراحی شد. سپس، با استفاده از سه دور دلفی چارچوب کلی و اجزای آن اعتباربخشی شد. پانل دلفی شامل 32 نفر از خبرگان حوزه مدیریت شهری و حکمرانی در سطح دانشگاه و کارشناسان مشارکت‌های مردمی، توسعه و برنامه‌ریزی شهری در سطح شهرداری‌ها بودند. ابزار گردآوری داده‌ها، اسناد و پرسشنامه ترکیبی بود. چارچوب پیشنهادی در سه بخش (بازیگران، ارتباطات تعاملی و مجموعه شهرداری)، چهار مرحله (هم‌ایده‌پردازی، هم‌طراحی، هم‌تولیدی و هم‌ارزیابی) و 15 مؤلفه نهایی شد. این پژوهش تأکید می‌کند که تحقق هم‌آفرینی شهری نیازمند رویکردی فراتر از مشارکت صوری، در جهت ایجاد ارتباطی اصیل و دوسویه میان نهادهای رسمی و شهروندان می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تبیین شاخص‌های واگذاری بنگاه‌های دولتی به تعاونی‌های توسعه و عمران شهری در استان ایلام</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236412.html</link>
      <description>سیاست‌گذاران و دولت‌مردان به منظور احتراز از شکست‌های پیشین و تقویت همیاری اجتماعی جهت واگذاری‌ها را به سمت‌وسوی تعاونی‌های توسعه و عمران شهری هدایت کرده‌اند. اگرچه می‌توان مصادیقی از عدم توفیق این سِنخ تعاونی‌ها در حکمروایی بنگاه‌ها نام برد و دلایل متعددی را ردیف کرد اما حاذقان امر فقدان شاخص‌ در تعیین صلاحیت تعاونی‌های که برای اداره و مدیریت بنگاه‌ها وارد گود شده‌اند را از دلایل اساسی آن می‌دانند. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین شاخص‌های واگذاری بنگاه‌های دولتی به تعاونی‌های توسعه و عمران شهری در استان ایلام اجرا شده بود. این پژوهش، از نظر روش تحقیق، ترکیبی است. در فاز کیفی از استراتژی تحلیل مضمونی استفاده شده و در مرحلة کمی، رویکرد دلفی فازی مطمح نظر بوده است. جهت جمع‌آوری داده‌های مرحلة نخست به شیوة گروه کانونی از تعداد 12 نفر از خبرگان علمی و عملی به روش هدفمند دعوت به عمل آمد تا در باب موضوع به گفتگو بنشینند و در مرحلة دوم از تعداد 9 نفر از آنها به منظور حضور در پنل دلفی دعوت به عمل آمد. نتایج نشان داد تصمیم‌گیران می‌بایستی برای واگذاری یک بنگاه دولتی به تعاونی‌ توسعه و عمران شهری 6 شاخص صلاحیت مجریان، انسجام تشکیلاتی، شفافیت و پاسخگویی، توان مالی و مدیریت اقتصادی، توان فنی و مدیریت اجرایی و توسعة محلی را مورد توجه قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی برای ریسک‌های شراکت راهبردی در کنسرسیوم‌های پیمانکاری صنایع پایین‌دستی نفت ایران</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242641.html</link>
      <description>با وجود لزوم بهره‌مندی از مزایای بالقوه این نوع مشارکت در صنعت پایین‌دستی نفتی ایران، نرخ اجتناب از ورود و شکست مشارکت‌های راهبردی بین کنسرسیوم‌های پیمانکاری فعال در این صنعت نگران‌کننده است. در این راستا پژوهش حاضر به دنبال کمک به تصمیم‌گیرندگان صنعت از طریق ارائه مدلی چندگانه و جامع از عوامل ریسک مشارکت راهبردی است. برای این منظور، رویکرد نظریه داده‌بنیاد چندگانه طی فرآیندی متشکل از سه فاز اصلی اتخاذ و اجرا شده است. در فاز اول، به‌منظور تعیین اجزای مدل شامل مقولات اصلی پدیده محوری، شرایط علی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها از روش فراترکیب منابع علمی معتبر خارجی و داخلی استفاده شده است. حاصل این فرآیند شناسایی 240 کد باز نظری در شش بخش نظریه بود. در فاز دوم مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 12 تن از خبرگان و مدیران ارشد صنعت پایین‌دستی نفت ایران، اجرا شده و نتایج مصاحبه با نرم‌افزار مکس کیودا به 131 کد باز تجربی تبدیل شدند. در فاز سوم، کدگذاری محوری برای کدهای باز نظری و تجربی انجام شده و سپس غنی‌سازی نظریه با پیوند بین مقولات اصلی نظری و تجربی اجرا شد. اعتبار نتایج پژوهش نیز با برآورد شاخص کاپا و پیاده‌سازی مدل کرسول و میلر تأیید شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان ابزار جامع مدیریت ریسک در اختیار مدیران مربوطه قرار گیرد تا شاهد شکل‌گیری و عملکرد موفق شراکت‌های راهبردی در این بخش مهم از صنعت ایران باشیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رهبری دیجیتال بر عملکرد نوآوری و نقش قابلیت دیجیتالی سازی پلتفرم</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236422.html</link>
      <description>امروزه رهبران دیجیتال با درک اهمیت برنامه‌های تحول دیجیتال، نقش مهمی در بهبود عملکرد نوآورانی سازمان‌ها ایفا می‌کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری دیجیتال بر عملکرد نوآوری با نقش میانجی قابلیت دیجیتالی‌سازی پلتفرم در سازمان‌ها انجام گرفت. بدین منظور تعداد 302 پرسشنامه با طیف 5تایی لیکرت، میان کارکنان شرکت زمزم ایران به روش تصادفی ساده توزیع شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بر اساس روش معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS، حاکی از تائید تأثیر مثبت و معنادار رهبری دیجیتال بر عملکرد نوآوری بود. همچنین، یکپارچه‌سازی داده‌ها و فرآیندها به‌عنوان عوامل کلیدی در بهبود نوآوری شناسایی شدند، به‌طوری‌که یکپارچه‌سازی داده‌ها تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد نوآوری داشت. بااین‌حال، تأثیر مستقیم رهبری دیجیتال بر یکپارچه‌سازی فرآیند معنادار نبود. در مقابل، رهبری دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر یکپارچه‌سازی داده داشت و این یکپارچگی نیز به‌طور مستقیم عملکرد نوآوری را بهبود بخشید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که رهبری دیجیتال از طریق تقویت قابلیت‌های دیجیتالی‌سازی و یکپارچه‌سازی داده‌ها، نقش کلیدی در تسهیل نوآوری ایفا می‌کند. بااین‌حال، برای دستیابی به یکپارچه‌سازی داده‌ها، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و توسعه مهارت‌های دیجیتال ضروری است. این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی نظیر توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، آموزش مهارت‌های دیجیتال و نهادینه‌سازی فرهنگ نوآوری، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا از ظرفیت‌های رهبری دیجیتال برای بهبود نوآوری بهره‌برداری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش تجارت بصری و فضای ذخیره‌سازی روانی اجتماعی بر عملکرد شرکت با نقش تعدیل گری عوامل زمینه‌ای و میانجی‌گری اعتماد (مورد مطالعه: شرکت‌های تولیدی محصولات سبز در شهر ارومیه)</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_229943.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش واکاوی نقش تجارت بصری و فضای ذخیره‌سازی روانی - اجتماعی بر عملکرد شرکت با نقش تعدیل گری عوامل زمینه‌ای و میانجی‌گری اعتماد است. تحقیق حاضر از نوع همبستگی بوده و ماهیت آن در زمره تحقیقات توصیفی - پیمایشی قرار می‌گیرد. در این پژوهش داده‌ها از طریق پرسش‌نامه استاندارد جمع‌آوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 شرکت تولیدی محصولات سبز در ارومیه است که 240 نفر از مدیران آن‌ها را شامل می‌شود. با استفاده از جدول مورگان، 148 نفر به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، اما به دلیل محدودیت‌های نمونه‌گیری، تعداد نهایی شرکت‌کنندگان به 140 نفر تقلیل یافت. در این پژوهش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای (SPSS 26) و (SMARTT-PLS 3) انجام‌گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد که تجارت بصری، فضای ذخیره‌سازی روانی -اجتماعی و اعتماد تاثیر مثبت و معناداری بر عملکرد شرکت دارند. همچنین تاثیر مثبت و معنادار تجارت بصری و فضای ذخیره‌سازی روانی - اجتماعی بر اعتماد نیز تایید شد. در ادامه، نتایج نشان داد اعتماد بر رابطه بین بر تجارت بصری و عملکرد شرکت میانجی‌گری می‌کند. همچنین تاثیر میانجی‌گری اعتماد بر رابطه بین فضای ذخیره‌سازی روانی - اجتماعی و عملکرد شرکت نیز تایید شد. در آخر نیز، نقش تعدیل گری عوامل زمینه در رابطه بین تجارت بصری و عملکرد شرکت تایید ولی تعدیل گری آن در رابطه بین فضای ذخیره‌سازی روانی - اجتماعی و عملکرد شرکت رد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تبیین الگوی رضایت‌شغلی برای ارتقای سطح عملکرد سازمانی با هم‌افزایی در سرمایه انسانی در بین یاوران علمی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_231470.html</link>
      <description>عملکرد و بهره‌وری سازمانی عاملی کلیدی در حفظ و پایداری سازمان‌هاست و متاثر از هم‌افزایی در سرمایه‌انسانی و رضایت‌شغلی ایشان است. این مهم در ارتباط با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به عنوان سازمان عام‌المنفعه متولی نهاد آموزش‌عالی و پرورش نیروی متخصص موردنیاز سایر سازمان‌های کشور اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. این پژوهش با هدف پاسخ به سوال آغازین:"الگوی رضایت‌شغلی و عوامل موثر بر آن برای ارتقای سطح عملکرد سازمانی با هم‌افزایی در سرمایه انسانی در بین یاوران‌علمی شاغل در دانشگاه‌ها و موسسات تابعه وزارت عتف چه می باشند؟" انجام شده است. روش پژوهش پیمایش با ابزار پرسشنامه بود که با مشارکت 1785 نفر از جامعه‌آماری انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد: رضایت‌شغلی در بین یاوران‌علمی در حد متوسط(میانگین 2.96 و 2.8 از 5) است. بر اساس یافته‌های تحلیلی به ترتیب متغیرهای: 1-. شرایط شغلی 2-. ادراک از عدالت سازمانی در پرداخت عادلانه حقوق و مزایا ؛ 3-. شرایط ارتقاء در موسسه 4-. تداخل وظایف شغلی و خانوادگی 5-. تناسب شغل با دانش، تجربه و مهارت بیشترین تاثیر را بر رضایت‌شغلی داشته‌اند. با توجه به یافته‌های فوق برای ارتقای سطح عملکرد سازمانی با هم‌افزایی در سرمایه‌انسانی پیشنهاد می‌شود: نسبت به ارتقاء شرایط شغلی از قبیل تنوع بخشی، شفافیت، ارتقاء منزلت، استقلال و اختیار شغلی و توسعه رویه‌های عادلانه و شفاف در پرداخت‌ حقوق و مزایا و به ویژه پاداش‌دهی؛ کاهش تداخل وظایف شغلی با وظایف خانوادگی؛ ایجاد بسترهای ارتقاء عادلانه، شفاف و مستمر و تقسیم‌کار بر اساس دانش، تجربه و مهارت ایشان اقدام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی مدیریت استراتژیک هوشمند با بهره‌گیری از تجربه کشور چین (مطالعه موردی: صادرات صنعت خودرو)</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242640.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف طراحی الگوی مدیریت استراتژیک هوشمند با بهره‌گیری از تجربه کشور چین انجام شد. این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای است و از منظر شیوه گردآوری داده‌ها، یک پژوهش‌ غیرآزمایشی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته استفاده گردید. در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی، تعداد 36 مقاله در زمینه صادرات خودروهای چینی یافت و در نهایت 28 مقاله به روش هدفمند انتخاب و وارد مرحله تحلیل شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران صنعت خودروسازی کشور است که در حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک و صادرات خودروهای داخلی فعال هستند. برای برای نمونه‌گیری از روش هدفمند بهره گرفته شد و ۱۲ نفر در بخش کمی پژوهش به‌منظور ارائه الگوی تحقیق مشارکت داشتند. برای بررسی اعتبار بخش کیفی از الگوی CASP استفاده شد. مقاله‌های مورد بررسی در بخش کیفی براساس ده معیار این الگو ارزیابی گردید و مقالات با امتیاز بالای 21 انتخاب شد. برای سنجش اعتبار پرسشنامه از روایی محتوا (نظرخواهی از خبرگان) استفاده شد و اعتبار آن تایید گردید. برای شناسایی مقوله‌های زیربنایی پژوهش از تحلیل کیفی فراترکیب استفاده شد. در بخش دوم و جهت ارائه الگوی پژوهش از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. ‌براساس الگوی پژوهش مشخص گردید سیاست‌گذاری دولت بر سیاست‌گذاری هوشمند در بخش انرژی و سیاست‌های تعرفه‌گذاری تاثیر می‌گذارد. دو مولفه مذکور با تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاری تجاری هوشمند به سیاست‌های سرمایه‌گذاری خارجی و سیاست‌گذاری انتقال فناوری منجر می‌شوند. در نهایت با تاثیرگذاری مولفه‌های مذکور بر یکدیگر، برندسازی و بازاریابی بین‌المللی خودروسازی چین قابل حصول است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه استراتژی‌های تعالی کسب و کارها بر اساس برانگیختگی هیجان در بازاریابی جهان‌واره</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_233127.html</link>
      <description>در دنیای دیجیتال، متاورس به یک فرصت بزرگ در دنیای بازاریابی برای برندها درجهت دستیابی به اهداف استراتژیک تبدیل شده است. برندها می‌تواند در یافتن راه‌هایی نوآورانه، برای دسترسی بهتر به مشتریان هدف، از دنیای متاورس استفاده کنند. توجه صاحبان برندها به این موضوع حاکی از آن است که چگونه ممکن است برندها به مشتریان هدف دست پیدا کنند و با کمک کدام ‌استراتژی‌ها&amp;amp;nbsp; با آن‌ها ارتباط تعاملی برقرار کنند و هیجان آن‌ها را برانگیزند. درنتیجه این تعامل‌ها، برندها توانایی ارتباط با مشتریان خود در نقاط مختللف کره‌ی زمین خواهند بود. در پژوهش کیفی حاضر برای دست‌یابی به این استراتژی‌ها، مصاحبه&amp;amp;nbsp; با افراد متخصص و از طریق تجزیه و تحلیل افکار آنها با استفاده از نظریه داده بنیاد نسل سوم، ، کدها حاصل شدند. کدگذاری اولیه داده‌ها، توسط نرم‌افزار MaxQDA انجام یافته ‌است که شامل 97 کد باز و 18 کد انتخابی می‌باشد. در انتها با استفاده از کدگذاری نظری، مدل نهایی پژوهش و استراتژی‌های مربوط به برانگیختگی هیجان برای افزایش فروش کسب و کارها در دنیای متاورس ظهور یافتند. استراتژی‌های حاصل در مدل نظریه زمینه‌ای در این پژوهش، به برندها کمک می‌کنند تا در دنیای متاورس اثری از خود به جای بگذارند، وفاداری ایجاد کنند، مخاطبان جدیدی به دست آورند و با آنها ارتباط برقرار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای واگرای راهبری ابربنگاه‌ها تحلیل تطبیقی چبول‌های(Chaebol)کره‌جنوبی و ابرهلدینگ‌های نهادی در ایران</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_236164.html</link>
      <description>واگرایی عملکردی میان ابربنگاه‌ها، بیش از آنکه ناشی از تفاوت‌های مدیریتی باشد، ریشه در معماری نهادی و منطق اقتصاد سیاسی حاکم بر آن‌ها دارد. این پژوهش با توسعه این گزاره‌ی محوری، به تحلیل تطبیقی و ریشه‌ای چبول‌های کره‌جنوبی به مثابه الگوی موفق بنگاه‌داری توسعه‌گرا و ابرهلدینگ‌های نهادی ایران به عنوان نمونه‌ای از بنگاه‌داری رانتی و چالش‌برانگیز می‌پردازد. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی تطبیقی-تاریخی است که با استفاده از تکنیک ردیابی فرآیند مسیرهای تحول این دو الگو را در سه سطح محیط کلان نهادی، ساختار راهبری بنگاه و عملکرد اقتصادی مقایسه می‌کند.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که این دو الگو در چهار بعد کلیدی واگرا هستند: 1. مالکیت: در چبول‌ها ساختار مالکیت خانوادگی و متمرکز، افق تصمیم‌گیری بلندمدت را ممکن ساخته، در حالی که در ایران، مالکیت نهادی- عمومی و پراکنده منجر به ظهور &amp;amp;laquo;مسئله نمایندگی چندگانه&amp;amp;raquo; و افق دید کوتاه‌مدت شده است. 2. کنترل: کنترل در چبول‌ها شخصی، کاریزماتیک و متمرکز است، اما در ابرهلدینگ‌های نهادی ایران، کنترل بوروکراتیک، سیاسی و متأثر از چانه‌زنی‌های بین‌نهادی است. 3. استراتژی: چبول‌ها استراتژی منسجم مبتنی بر &amp;amp;laquo;هم‌افزایی صادرات‌محور&amp;amp;raquo; و رقابت در بازارهای جهانی را دنبال می‌کنند، در حالی که ابرهلدینگ‌ها به سمت &amp;amp;laquo;تنوع نامرتبط&amp;amp;raquo; و فعالیت در بازارهای داخلی انحصاری گرایش دارند و4. تعامل با دولت: رابطه چبول‌ها با دولت توسعه‌گرای کره، مبتنی بر &amp;amp;laquo;مشارکت منضبط&amp;amp;raquo; و مشروط‌سازی حمایت‌ها به عملکرد صادراتی بوده، اما در ایران این رابطه عمدتاً شکل &amp;amp;laquo;تبانی رانتی&amp;amp;raquo; برای کسب انحصارات و امتیازات داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل شبکه ارزش با استفاده از روش فراترکیب</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242700.html</link>
      <description>از آنجا که ماهیت و محیط کسب‌وکارها و جامعه در دنیای کنونی دچار تغییرات پویا و پیچیدهای شده و نقش محیط‌های خدماتی و اقتصاد شبکه‌ای برجسته‌تر شده است، نیاز به بررسی رویکردها و ابزارهایی که متناسب با چنین شرایطی باشد، بیش از پیش اهمیت یافته است. بنابراین، بررسی شبکه ارزش که بر خود سیستم خلق ارزش به‌صورت پویا متمرکز است، می‌تواند پاسخگوی شرایط جدید باشد. با مرور پیشینه پژوهش، مشخص شد که مفاهیم شبکه ارزش بسیار گسترده‌اند، با یکدیگر همپوشانی دارند و دستخوش تحولات بسیاری شده‌اند. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی عوامل پیشایندی و فرایندی شکل‌دهنده شبکه ارزش و همچنین دستاوردهای آن، با در نظر گرفتن توانمندسازها و حمایت‌کننده‌ها و ارائه مدل است. چنین مدلی می‌تواند بومی‌سازی شده و کاربرد گسترده‌ای در صنایع مختلف به خصوص صنعت کاتج به دلیل ماهیت پویا و پیچیده و شبکه‌ای روابط میان فعالان این صنعت در فرایند خلق ارزش داشته باشد. برای درک عمیق از پدیده مورد نظر، رویکرد تفسیرگرایی اتخاذ شد و از روش فراترکیب استفاده گردید. از میان مقالات بررسی‌شده، ۶۰ مقاله واجد شرایط از بین مقالات ژورنالی ۱۰ سال اخیر به زبان انگلیسی، در این پژوهش مورد بررسی موشکافانه قرار گرفت. پس از مطالعه و ارزیابی محتوای مقالات و استخراج کدها و مفاهیم مرتبط، پنج مقوله اصلی شامل عوامل توانمندساز، عوامل حمایت‌کننده، پیشایندها، فرایندها و دستاوردهای شبکه ارزش دسته‌بندی شدند. سپس با استفاده از این کدها و استخراج مفاهیم مرتبط از نظریه‌های منطق غالب خدمت، نظریه ذی‌نفعان و نظریه مبتنی بر منایع، مدلی برای شبکه ارزش ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای موفقیت در پذیرش جمع سپاری مالی در کسب وکارهای نوپا</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242701.html</link>
      <description>در عصر حاضر تأمین سرمایه همواره یکی از چالشهای اساسی کارآفرینی در مراحل اولیه تأسیس کسب‌وکارهای نوپا بوده است و جمع‌سپاری مالی یکی از راههای مؤثر برای تأمین سرمایه موردنیاز شرکتهای دانش‌بنیان است، هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشرانهای موفقیت جمع‌سپاری مالی است. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و این مطالعه ازنظر هدف، توسعهای و ازلحاظ ماهیت و روش، توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش را، خبرگان، مدیران و کارشناسان کسب‌وکارهای نوپا که از روش جمع‌سپاری برای تأمین مالی خود استفاده کرده یا قصد استفاده از این روش را دارند، تشکیل میدهد. روش نمونه‌گیری این تحقیق غیر احتمالی نظری بوده که با ابزار مصاحبه اکتشافی و با ۱۸ نفر مشارکت‌کننده، اشباع حاصل‌شده است. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در این تحقیق، نظریه داده‌بنیاد با رویکرد گلیزری است که درنتیجه آن 67 واقعه در 11 مفهوم و 4 مقوله اصلی شناسایی و برچسب‌گذاری شده است. یافته‌های پژوهش نشان میدهد برای موفقیت جمع‌سپاری مالی باید به چهار مقوله &amp;amp;laquo;توانمندسازی چندگانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ظرفیت‌سازی فراگیر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هم‌افزایی مشترک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازآفرینی پویا&amp;amp;raquo; توجه کرده که درنتیجه آن و با استفاده از این ابزارها، الزامات و پیشران‌های موفقیت جمع‌سپاری مالی در کسب‌وکارهای نوپا و شرکت‌های دانش‌بنیان ایجاد میشود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای ارتقای جایگاه جهانی هلدینگ شستا در سایه هوش مصنوعی: چارچوبی مبتنی بر چشم‌انداز آرمانی و برنامه‌ریزی راهبردی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242702.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای نظام‌مند برای ارتقای جایگاه جهانی هلدینگ شستا در سایه هوش مصنوعی و ارائه چارچوبی مبتنی بر چشم‌انداز آرمانی و برنامه‌ریزی راهبردی انجام شده است. با توجه به تحولات سریع فناوری و نقش کلیدی هوش مصنوعی در ایجاد مزیت رقابتی، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری کارآمد برای دستیابی به جایگاه جهانی استفاده کرد.روش: این پژوهش با استفاده از روش مرور حیطه‌ای و بر اساس چارچوب شش‌مرحله‌ای آرکسی و اُمالی (2005) انجام شده است. داده‌ها از پایگاه‌های معتبر علمی مانند؛ اسکوپوس، وب آو ساینس و ساینس دایرکت، استخراج و پس از غربالگری، 12 مقاله نهایی مورد تحلیل قرار گرفتند. معیارهای شمول شامل مطالعات منتشر شده در بازه زمانی 2018 تا 2024، مقالات پراستناد، و پژوهش‌های کاربردی در حوزه شرکت‌های هلدینگ بود.نتایج و تحلیل: یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی در سه سطح تحول راهبردی، بهینه‌سازی عملیاتی، و رشد سازمانی تأثیرگذار است. راهبردهای کلیدی شامل توسعه اکوسیستم داده‌محور، طراحی سیستم‌های ترکیبی انسان و هوش مصنوعی، و اجرای گام‌به‌گام راهکارهای هوش مصنوعی است. همچنین، چالش‌های اصلی مانند موانع فناورانه، حقوقی، و سازمانی شناسایی شدند.نتیجه‌گیری و پیشنهاد: برای ارتقای جایگاه جهانی هلدینگ شستا، پیشنهاد می‌شود چارچوبی چهاربعدی شامل ابعاد؛ فناورانه، سازمانی، راهبردی و اخلاقی / حکمرانی تدوین شود. این چارچوب می‌تواند به عنوان راهنمایی برای پیاده‌سازی هوش مصنوعی در سطح سازمانی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و سیستم‌های پیچیده ژئوپلیتیکی (با تأکید بر چین)</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242703.html</link>
      <description>هدف:با ورود هوش مصنوعی به عرصه حکمرانی، ساختار رقابت‌های جهانی دستخوش تحول شده است. سیستم‌های ژئوپلیتیکی به‌عنوان سامانه‌هایی پیچیده و پویا، تحت تأثیر فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی قرار دارند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه میان هوش مصنوعی و سیستم‌های پیچیده ژئوپلیتیکی، نقش این فناوری را در تحلیل داده، پیش‌بینی و تصمیم‌گیری راهبردی بررسی می‌کند. مطالعه موردی چین، نمونه‌ای از بهره‌گیری هدفمند از هوش مصنوعی برای افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی است.روش پژوهش:پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی است. با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی سیستم‌های پیچیده، ساختارهای ژئوپلیتیکی در قالب فضاهای پنج‌گانه تحلیلی بررسی شده‌اند.روش گردآوری داده‌ها:اطلاعات و داده‌های این پژوهش از طریق مطالعه منابع کتابخانه‌ای، اسناد سیاستی، گزارش‌های رسمی و منابع علمی گردآوری شده و سپس با تحلیل سیستمی پردازش و تفسیر شده‌اند.یافته‌ها:نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، به‌ویژه در چین، نقشی کلیدی در تحول سیاست‌های فناورانه ایفا کرده و موجب جابه‌جایی از قدرت سخت به قدرت نرم شده است. چین در چهار مرحله تاریخی شامل جبران عقب‌ماندگی، تعامل بین‌المللی، نوآوری بومی و نفوذ جهانی، مسیر توسعه AI را پیموده است.نتیجه:همگرایی AI با سایر فناوری‌ها سبب شکل‌گیری پیکربندی‌های جدید ژئوپلیتیکی و افزایش نفوذ بازیگران شده است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش مصنوعی می‌تواند ابزاری کلیدی برای تحلیل سناریوهای ژئوپلیتیکی، تقویت قدرت نرم، و پیشبرد منافع ملی ایران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل کلیدی موفقیت هک رشد در شرکت‌های نوپای موفق ایرانی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242704.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت هک رشد در شرکت‌های نوپای موفق ایرانی انجام شد. در گام نخست، با مرور نظام‌مند منابع علمی و مطالعات پیشین، ۱۶ عامل مؤثر شناسایی شد که به‌عنوان مبنای اولیه چارچوب مفهومی پژوهش مورداستفاده قرار گرفتند. در ادامه، به‌منظور اعتباربخشی به یافته‌ها، از روش آمیخته (کیفی و کمی) و ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان این حوزه و پرسش‌نامه بهره گرفته شد. تحلیل داده‌ها بر اساس روش تحلیل‌تم (Thematic Analysis) و پیمایش انجام گرفت که منجر به شناسایی ۱۶ تم فرعی و طبقه‌بندی آن‌ها در قالب سه تم اصلی شامل عوامل فنی و تحلیلی، عوامل انسانی و فرهنگی، و عوامل محیطی و ساختاری شد. یافته‌ها نشان دادند که موفقیت در پیاده‌سازی رویکرد هک رشد در شرکت‌های نوپای ایرانی، نیازمند ترکیبی از رویکرد داده‌محور، بهره‌گیری از ابزارهای بازاریابی دیجیتال، اجرای آزمون‌های مکرر، برخورداری از روحیه خلاقانه و ذهنیت یادگیرنده، و درک صحیح از وضعیت بازار ایران و محدودیت‌های ساختاری آن است. همچنین، هک رشد در پاسخ به چالش‌هایی چون محدودیت منابع، نیاز به مقیاس‌پذیری سریع، و ضرورت کاهش هزینه‌های جذب مشتری، روشی اثربخش و ضروری قلمداد می‌شود. در پایان، یک مدل مفهومی شامل سه تم اصلی تدوین شد که می‌تواند به‌عنوان چارچوبی عملیاتی برای مدیران شرکت‌های نوپا، مشاوران رشد و تصمیم‌گیرندگان در زیست&amp;amp;rlm;بوم استارتاپی ایران مورداستفاده قرار گیرد و مسیر رشد پایدار و سریع را هموار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی تجارب زیسته دانشجو معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عالی: از فرصت‌سازی تا دوگانگی‌های پارادوکسیکال</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242705.html</link>
      <description>در طی چند دهه اخیر، با رشد شتابان فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، نظام‌های آموزش عالی با فرصت‌ها و چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه شده‌اند. این امر ضرورت بازاندیشی در راهبردهای یاددهی - یادگیری و سیاست‌گذاری‌های آموزشی را دوچندان ساخته است. پژوهش حاضر باهدف تحلیل راهبردی تجارب زیسته دانشجو معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عالی، به شیوه کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل۴۳ دانشجو معلم است که با روش تدریس مبتنی بر استفاده آزاد از نرم‌افزارهای هوش مصنوعی آموزش دیدند. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند۱۸مشارکت‌کننده تا رسیدن به اشباع مضمونی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری شد. روش تحلیل داده‌ها، تحلیل مضمون با رویکرد براون و کلارک بود که با استفاده از روش بازبینی همتایان و بررسی اعضا اعتبارسنجی شد. یافته‌ها در سه حوزه اصلی دربرگیرنده مزایای استفاده از هوش مصنوعی شامل 5 مضمون اصلی تحول در آموزش، توانمندسازی دانشجویان، دسترسی و انعطاف‌پذیری،الزامات، تعامل اجتماعی؛ محدودیت‌های استفاده از هوش مصنوعی شامل6 مضمون اصلی: مشکلات سلامتی، موانع دسترسی و عملکرد، چالش‌های فنی، چالش‌های آموزشی، چالش‌های اخلاقی و امنیتی وآینده‌نگاری و در نهایت دوگانگی‌های پارادوکسیکال شامل4مضمون اصلی جهت‌گیری محتوای هوش مصنوعی، سرعت یادگیری، مدیریت زمان در تدریس، تمرکز حواس در کلاس سازماندهی شدند. بر اساس این یافته‌ها، بهره‌گیری راهبردی از هوش مصنوعی مستلزم سیاست‌گذاری هوشمندانه، طراحی چارچوب‌های اخلاقی، توسعه زیرساخت‌های فناورانه، و توانمندسازی مستمر معلمان و دانشجویان است. این مطالعه نتایج قابل‌توجهی را برای بازنگری برنامه‌های درسی و تدوین سیاست‌های منسجم به‌منظور بهره‌گیری آگاهانه و مسئولانه از هوش مصنوعی در آموزش عالی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر استفاده استراتژیک از چت‌بات‌های رسانه‌های اجتماعی بر توسعه روابط مصرف‌کننده - برند</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242706.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، شاهد رشد چشمگیر فناوری هوش مصنوعی در صنایع مختلف بوده‌ایم، به ویژه در حوزه چت‌بات‌ها که یکی از پرکاربردترین و در حال توسعه‌ترین شاخه‌های آن است. با گسترش شبکه‌های اجتماعی، چت‌بات‌ها به عنوان ابزار اصلی ارتباط میان کسب‌وکارها و مشتریان نقش مهمی ایفا می‌کنند و در حوزه‌هایی مانند خدمات مشتری، سلامت، آموزش و پشتیبانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این دستیاران مجازی با ارائه خدمات خودکار، سریع و هوشمند، تحولی عظیم در روابط مصرف‌کننده و برند ایجاد کرده‌اند. با توجه به نوظهور بودن این فناوری، تحقیقات کمی در زمینه تأثیر آن بر سطوح فردی، گروهی و اجتماعی صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر استفاده استراتژیک از چت‌بات‌های رسانه‌های اجتماعی بر روابط مصرف‌کننده - برند در مشتریان کسب‌وکارهای اینترنتی است. این مطالعه کاربردی و به روش کمی انجام شده است و داده‌ها به وسیله پرسش‌نامه الکترونیکی و نمونه‌گیری تصادفی ساده جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که استفاده از چت‌بات‌ها در شبکه‌های اجتماعی تاثیر زیادی بر روابط مشتری دارد. درک و رضایت از نیازهای جست‌وجو، تعامل اجتماعی و سرگرمی، منجر به افزایش مشارکت می‌شود و این افزایش مشارکت، روابط عاطفی قوی‌تر، تعهد عاطفی و نیت خرید را تقویت می‌کند. بنابراین، بهره‌برداری هوشمندانه از قابلیت‌های مکالمه‌ای چت‌بات‌ها می‌تواند روابط عمیق‌تری با مشتریان ایجاد نماید؛ بنابراین به مدیران و کسب‌وکارهای اینترنتی پیشنهاد می‌شود در توسعه و به‌کارگیری این فناوری در استراتژی‌های بازاریابی خود توجه ویژه‌ای داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل راهبردی ارتقای کارآمدی شرکت شهرک‌های صنعتی استان کرمانشاه با رویکرد تحلیل مضمون</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242707.html</link>
      <description>ارائه راهبردهای مناسب نقش کلیدی در موفقیت، پایداری اقتصادی و بهبود عملکرد شرکت شهرک‌های صنعتی دارند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل راهبردی ارتقای کارآمدی شرکت شهرک‌های صنعتی استان کرمانشاه است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا و به شیوه توصیفی، تحلیلی، کاربردی انجام شد. داده‌ها با انجام ۱۷ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با اساتید دانشگاه، کارشناسان شرکت شهرک‌های صنعتی کرمانشاه و فعالان کسب‌وکار تا رسیدن به اشباع نظری جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با روش شش‌مرحله‌ای تحلیل مضمون براون و کلارک صورت گرفت. پایایی پژوهش با ضریب کاپا 75/0 تأیید شده و روایی آن با حساسیت پژوهشگر و تأیید متخصصان تضمین شد. در تحلیل داده‌های کیفی مصاحبه‌ها، ۱۰۴ کد اولیه استخراج و پس از ادغام، 42 مضمون پایه در قالب 13 مضمون، در نهایت، در 5 دسته کلی برای تعیین مولفه‌های اصلی طبقه‌بندی شدند که به ترتیب شامل: هدایت کلان سازمان به‌صورت نظام‌مند با رویکرد استراتژیک دانش‌محور و بهره‌گیری از شایستگی‌های تخصصی برای ارتقای قابلیت‌ها و تحقق اهداف پایدار، مدیریت جامع و هوشمند منابع و توسعه زیرساخت‌های کلیدی، ترویج نوآوری راهبردی در راستای تحقق توسعه پایدار، تطابق مستمر با تغییرات محیطی پویا و ارتقاء مشارکت اثربخش ذینفعان کلیدی، تقویت فرهنگ سازمانی و بهبود ارتباطات داخلی؛ راهبردی کلیدی برای افزایش انسجام و بهره‌وری سازمانی. نتایج این پژوهش بر تصمیم‌گیری مدیریتی و سیاست‌گذاری پایدار شرکت شهرک‌های صنعتی کرمانشاه تاثیر گذار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عملکرد صادراتی در شرایط آشفتگی: تقاطع یادگیری استراتژیک و قابلیت‌های پویای صادراتی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242708.html</link>
      <description>در مواجهه با پویایی‌های بازارهای بین‌المللی و محیط‌های تجاری پرتلاطم، پژوهش حاضر به بررسی نقش یادگیری استراتژیک (SL) و قابلیت‌های پویای صادراتی (DEC) در بهبود عملکرد صادراتی بنگاه‌ها (EP) می‌پردازد. این مطالعه با تکیه بر تلفیق نظریه‌های منبع‌محور، تکاملی و قابلیت‌های پویا، مدل مفهومی جامعی را پیشنهاد می‌دهد که در آن، تغییرات محیطی (EC) به‌عنوان تعدیل‌گر روابط فوق لحاظ شده است. پژوهش به‌روش کمی، با رویکرد همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) انجام شده و داده‌ها از 136 بنگاه صادراتی فعال در شرق مازندران گردآوری شد. نتایج حاکی از آن است که یادگیری استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد صادراتی دارد و این رابطه از طریق میانجی‌گری قابلیت‌های پویای صادراتی تقویت می‌شود. همچنین، تغییرات محیطی نه‌تنها مانعی برای رشد نیست، بلکه در تعامل با یادگیری و چابکی سازمانی، به‌مثابه یک کاتالیزور برای نوآوری و مزیت رقابتی عمل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که موفقیت صادراتی در شرایط آشفتگی، نیازمند سازوکارهایی فراتر از منابع سنتی است و تأکید بر یادگیری سازمانی و چابکی استراتژیک می‌تواند رویکردی نوین برای شرکت‌های فعال در بازارهای جهانی ارائه دهد. این پژوهش از منظر نظری، چارچوبی توسعه‌یافته برای فهم پویایی‌های صادرات و از منظر عملی، ابزارهایی کاربردی برای سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی مدیران ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر انحراف راهبردی بر اجتناب مالیاتی با رویکرد عوامل تعدیل‌گر مرتبط با محیط ریسک شرکت</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242709.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر انحراف راهبردی بر اجتناب مالیاتی با تأکید بر نقش تعدیل‌گر عوامل مرتبط با محیط ریسک شرکت شامل محدودیت مالی، مالکیت نهادی و رقابت در بازار محصول است. با تلفیق نظریه نمایندگی و رویکرد مبتنی بر ریسک، فرض می‌شود که انحراف راهبردی، به‌عنوان فاصله شرکت از الگوهای متعارف صنعت، سطح عدم‌اطمینان و ریسک‌های محیطی را افزایش داده و زمینه‌ساز رفتارهای فرصت‌طلبانه مانند اجتناب مالیاتی می‌شود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر داده‌های گذشته‌نگر است. جامعه آماری شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش حذف سیستماتیک، داده‌های ۱۲۴ شرکت در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ تحلیل شده است. نتایج حاصل از مدل‌های رگرسیون پانلی با اثرات ثابت نشان می‌دهد که انحراف راهبردی اثر مثبت و معناداری بر اجتناب مالیاتی دارد. همچنین، محدودیت مالی و رقابت در بازار محصول این رابطه را تقویت می‌کنند، در حالی‌که مالکیت نهادی با ایفای نقش نظارتی، اثر انحراف راهبردی بر اجتناب مالیاتی را تضعیف می‌کند. این یافته‌ها اهمیت عوامل نهادی و ساختاری در محیط ریسک شرکت را در شکل‌گیری رفتارهای مالیاتی آشکار می‌سازد و می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری برای سیاست‌گذاران مالیاتی و نهادهای نظارتی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل چالش‌ها و موانع توسعه فرهنگ دیجیتال در شرکت‌های بزرگ تلکام: رویکردی نوین با استفاده از فراترکیب و دیمتل</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242710.html</link>
      <description>تحول دیجیتال فرایندی اساسی برای بهبود فرایندها، مدل‌های کسب‌وکار و استراتژی‌های سازمانی است؛ به‌ویژه در شرکت‌های بزرگ تلکام که برای رقابت در دنیای دیجیتال امروز ناگزیر به اجرای آن هستند. یکی از عناصر کلیدی موفقیت در این مسیر، توسعه فرهنگ دیجیتال در سازمان‌هاست. این مطالعه با هدف شناسایی موانع توسعه فرهنگ دیجیتال در شرکت‌های بزرگ تلکام انجام شده است. برای این منظور، از یک استراتژی پژوهشی سه‌مرحله‌ای استفاده شد. در مرحله نخست، از روش فراترکیب برای تحلیل مطالعات پیشین و شناسایی چارچوب مفهومی پژوهش استفاده شد. در مرحله دوم، با ۲۸ نفر از خبرگان تحول دیجیتال در صنعت تلکام مصاحبه‌هایی نیمه‌ساختارمند انجام گرفت تا این چارچوب برای شرایط خاص صنعت تلکام بومی‌سازی و غنی‌تر شود. در مرحله سوم، از روش دیمتلبرای تحلیل روابط علت و معلولی میان موانع شناسایی‌شده و اولویت‌بندی آن‌ها استفاده شد. نتایج نشان می‌دهند که عدم حمایت کافی رهبری و ضعف در تعریف چشم‌انداز دیجیتال به عنوان موانع ریشه‌ای و بنیادین، منجر به بروز پیامدهای مشهودی همچون مقاومت در برابر تغییر و بی‌توجهی به تجربه کارمندان شده و در مجموع، هسته اصلی چالش‌های توسعه فرهنگ دیجیتال را تشکیل می‌دهند. این یافته‌ها می‌تواند به مدیران و پژوهشگران در طراحی راهکارهای مؤثر برای استقرار فرهنگ دیجیتال و موفقیت تحول دیجیتال در سازمان‌ها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی صلاحیت‌های رهبری تغییر برای مدیران آموزش عالی ایران: مطالعه پدیدارشناسی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242711.html</link>
      <description>آموزش عالی در مواجهه با تحولات جهانی ناگزیر از دگرگونی‌های ساختاری و تحول‌آفرین است. تحقق این تغییرات مستلزم حضور رهبرانی است که با برخورداری از صلاحیت‌های کلیدی رهبری تغییر، بتوانند فرآیند تغییر را با موفقیت اجرا و تثبیت نمایند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی صلاحیت‌های رهبری تغییر برای مدیران آموزش عالی ایران با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش مدیران آموزش عالی بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند با 18 نفر مصاحبه نیمه‌ساختارمند انجام شد. داده‌های پژوهش به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. برای اعتباربخشی یافته‌‌ها از دو روش بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان و بازبینی توسط همکاران استفاده شد. بر اساس یافته‌ها، از مجموع 384 کد مستخرج از مصاحبه‌ها، 3 مضمون فراگیر و 8 مضمون سازمان دهنده استخراج شد. مضامین شامل؛ صلاحیت‌های فردی - بین فردی رهبری تغییر شامل (ویژگی‌های فردی - شخصیتی و توانایی و مهارت‌های فردی)، صلاحیت‌های درون دانشگاهی شامل (برنامه‌ریزی و اجرا، سیاست‌گذاری، سازمان‌دهی و نظارت) و صلاحیت‌های برون‌دانشگاهی شامل (صلاحیت‌های رهبری تغییر در سطوح ملی و بین‌المللی)، بوده است. پژوهش حاضر با دسته‌بندی دقیق صلاحیت‌ها در سه حوزه اصلی فردی-بین‌فردی، درون‌دانشگاهی و برون‌دانشگاهی، الگوی سه‌بعدی رهبری تغییر را برای مدیران آموزش عالی ایران ارائه داده است. صلاحیت‌های شناسایی‌شده مبنایی برای طراحی نظام ارزیابی شایستگی رهبران، اصلاح فرآیند جانشین‌پروری و ارتقاء شفافیت تصمیم‌گیری در آموزش عالی است. به نظر می&amp;amp;lrm;‌رسد، رهبری تغییر در دانشگاه‌های ایران، زمانی می‌تواند به تحول واقعی منجر شود که توسعه‌ صلاحیت‌های سه‌گانه، نه‌فقط در سطح فردی بلکه در سطح ساختار و سیاست‌گذاری نظام آموزش عالی نهادینه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین راهبردهای دستیابی به مرجعیت علمی و فناوری مبتنی بر نگاشت نهادی و طراحی نظام تقسیم کار ملی</title>
      <link>https://www.smsjournal.ir/article_242712.html</link>
      <description>مرجعیت علمی و فناوری از اهداف کلان سیاست‌گذاری علمی و تمدنی ایران است که جایگاه ویژه‌ای در گفتمان رهبری، اسناد بالادستی و برنامه‌های توسعه کشور دارد. هدف اصلی این پژوهش، تدوین چارچوب تقسیم‌کار ملی در راستای دستیابی به مرجعیت است. نوع تحلیل در این پژوهش، کیفی با رویکرد تفسیری و سیستمی بود که براساس آن، راهبردها و سیاست‌ها از اسناد بالادستی استخراج و از روش دلفی برای اعتبارسنجی راهبردها و مدل تقسیم‌کار استفاده شد. کدگذاری محوری اسناد شامل تولید علم نافع و بومی، تعامل هوشمند با جهان، تربیت و نگهداشت نیروی انسانی نخبه، تحول نظام آموزش، پژوهش و نوآوری، پیوند دانشگاه، صنعت و جامعه، ارتقای زیرساخت‌ها و نظام‌های پشتیبان، توسعه فرهنگ علم‌گرایی و اخلاق علمی و نقش‌آفرینی بین‌المللی و تمدنی بود. چهار دسته نهاد نیز شناسایی شدند: نهادهای حاکمیتی، به عنوان سیاست‌گذاران کلان و تنظیم‌گران نظام علم، فناوری و نوآوری، تدوین چشم‌انداز، تعیین اولویت‌های ملی، تخصیص منابع و نظارت بر اجرای سیاست‌ها را برعهده دارند. وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، به عنوان بازیگران اصلی در سطح اجرایی، نقش کلیدی در ترجمه سیاست‌های کلان به اقدامات عملیاتی دارند. نهادهای پژوهش و نوآوری، ستون‌های اصلی تولید دانش و فناوری محسوب می‌شوند. نهادهای واسطه‌ای بین بازیگران اصلی - دانشگاه، صنعت و دولت - قرار می‌گیرند و با ایجاد شبکه، تسهیل تبادل دانش، تجاری‌سازی و تأمین مالی، شکاف بین تولید دانش و کاربرد اجتماعی-اقتصادی را پر می‌کنند. به این ترتیب، ادغام اصول مدیریت استراتژیک در حکمرانی علم، فناوری و نوآوری، تنها راه دستیابی به مرجعیت علمی و فناوری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
